اخبار

دیدار با ناظم و دانش‏ آموزان«اولی‏ ها»پس از 32 سال

دیدار با ناظم و دانش‏ آموزان«اولی‏ ها»پس از 32 سال
شنبه‏ ای که گذشت، فرهنگسرای نیاوران تهران، میزبان آغاز به کار «سینماتک» خود بود؛ رسم و روالی نیکو برای سینما که پیش از این نیز به اجرا درآمده و هر بار دستاوردهای عمده‏ای داشته است.
به نوشته روزنامه فرهیختگان سینماتک‏، چنانچه از این عنوان انتظار می‏رود، به سبک و سیاق فرانسوی‏اش برنامه‏ای است با هدف معرفی فیلم‏های مهم اما کمتردیده‏شده تاریخ سینما. چنا‏چه می‏دانیم بسیاری از سینماگران مهم موج نوی سینمای ایران، از طریق سینماتک فرانسه بود که به جهانیان معرفی شدند. حالا قرار است سینماتک «هشت میلیمتری»، فیلم‏های هنری ایران و جهان را با همکاری فرهنگسرای نیاوران هر 15 روز یک بار، شنبه‏ها عصر، برای مخاطبان پخش و تحلیل کند. 6 برنامه نخست به سینمای ایران اختصاص دارد؛ نشست‏هایی که فعلا به شکل رایگان برگزار می‏شوند. اما شنبه گذشته، افتتاح سینماتک «هشت میلیمتری» در فرهنگسرای نیاوران با اتفاقی ویژه همراه بود. این برنامه، برای آغاز به کار، پخش فیلم «اولی‏ها» ساخته عباس کیارستمی را انتخاب کرده بود؛ مستندی از سال 1364. اثری کم‏نظیر از محصولات همیشه شگفت‏انگیز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در آن دهه، این بار از پستوهای تاریخ سینما بیرون کشیده و به نمایش گذاشته شد تا سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران، خلاف انتظار برگزارکنندگان این نشست، با توجه به ساعت نمایش فیلم و همچنین خاص‏پسندبودن فیلم‏هایی که سینماتک ماهیتا برای اکران انتخاب می‏کند، پر شود. برای نقد و بررسی فیلم نیز شیوا مقانلو، داستان‏نویس، مترجم و مدرس و منتقد سینما حاضر شده بود.

«اولی‏ ها» فیلمی است که عباس کیارستمی برای نشان‏دادن احساسات مختلف کودکان در مواجهه با مدرسه آن را ساخته است. اثری درخشان که هم نشان‏دهنده تفاوت‌های بچه‏ها در هویت‏یابی‏شان است و هم مواجهه مختلف آنها با پدیده آموزش و پرورش را نشان می‏دهد. اما اتفاق ویژه چه بود؟ ناظم مدرسه و دو تن از دانش‏آموزان مستند «اولی‏ها» هم با مردم به تماشای فیلم نشستند؛ علی دادرس ناظم مدرسه، سیدمهرداد فتوحیان که در فیلم دانش‏آموزی است که لیوانش را گم می‏کند و جواد پناهیان که در «اولی‏ها»، از اطلاق «کلاه‏قرمزی» از سوی دیگر بچه‏ها به خودش گلایه‏مند است. در حالی که خودش می‏گوید ایده کلاه قرمز روی سرش، مستند نیست و عباس کیارستمی آن را به سناریو اضافه کرده است. با این سه نفر، پس از نمایش و نقد و بررسی فیلم به گفت‏وگو نشستیم.

  ناظمی که ایده‏آل بود...

وقتی یکی از دوستان سینمایی علی دادرس، ناظم مدرسه توحید تهران، عباس کیارستمی را به مدرسه او آورد، دادرس فکر نمی‏کرد مستندی که قرار است از مدرسه او و دانش‏آموزانش ساخته شود، چنین ماندگار و جدی شود. البته او، به‌عنوان یک ناظم، آدم بی‏ربطی به سینما که نبود هیچ، اتفاقا مدیر سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود؛ همان نهادی که فیلم «اولی‏ها» با حمایت آن‏جا ساخته شد. امروز اما حرف‏های دادرس، نشان از نوعی گله دارد؛ می‏گوید فیلم فرزند مشترک او و عباس کیارستمی بوده؛ فرزندی که در شیوه تربیت و بزرگ‏کردنش، پدر و مادرش اختلاف نظر پیدا می‏کنند و نهایتا یکی از آن دو، به‏تنهایی بزرگش می‏کند: «اولین شرطی که برای کیارستمی تعیین کردم تا قبول کنم در مدرسه‏ام مستند بسازد این بود که همه راش‏های فیلم را پیش از نهایی‏شدن ببینم. او هیچ‌گاه این کار را نکرد. و حتی وقتی طبق روال مرسوم کانون، فیلم را پیش از پخش برای مدیران کانون پخش می‏کردند، من را به جلسه نمایش فیلم هم دعوت نکرد.

وقتی هم تندیس بلورین برای این فیلم گرفت سراغی از ما نگرفت. من و دانش‏آموزانم، فیلم را نخستین‏بار، سال 1364 از تلویزیون دیدیم.» او حتی می‏گوید تیتراژ فیلم چندان منصف نیست وقتی هم طرح، هم کار و هم اجرا را به نام کیارستمی

نوشته است. پیش از اینکه ناظم شود، معلم کلاس اول بوده است. در طول فیلم نیز مشخص است که آنها را بیش از اینکه برای یک ناظم معمول باشد، می‏شناسد. رفتارش در طول فیلم، بسیار پدرانه و پیگیرانه است. تا آن‏جا که همان سالی که فیلم به نمایش درآمد، زنده‏یاد ایرج کریمی که برای مجله فیلم، نقد می‏نوشت در یادداشتی از فیلم «اولی‏ها» به‌عنوان اثری آرمان‏گرا و ایده‏آلیست یاد کرد. به این معنا که کیارستمی به آنچه در واقع بوده تن در نداده و به نمایش چیزی پرداخته که باید می‏بوده است. این، نکته‏ای است که حالا هم می‏توان از دادرس پرسید و هم از دانش‏آموزانی که پس از 32 سال پیش رویمان نشسته‏اند. هر دو دانش‏آموز می‏گویند فیلم کوچک‌ترین اغراقی در نشان‏دادن رفتارهای آقای ناظم ندارد و خود دادرس هم می‏گوید: «همان موقع به ایرج کریمی گفتم هم چنین مدارسی هست و هم چنین ناظم‏هایی. این تو هستی که ندیده‏ای و فکر می‏کنی این فیلم آرمان‏گراست. که گفت بله من ندیده‏ام! اما هر چه از رفتار من در فیلم هست، عین مستند است. تا آن‏جا که کیارستمی روز چهلم فیلمبرداری به من گفت من چهل روز است این‏جا فیلم می‏گیرم تو حتی یک بچه را هم کتک نزده‏ای!» کیارستمی از اواخر مهر 1363 تا اوایل آذر برای تولید این مستند در مدرسه توحید به سر برده و روزانه چند ساعت فیلم گرفته تا فیلم 84 دقیقه‏ای «اولی‏ها» را ساخته است. دادرس می‏گوید وقتی کیارستمی به او پیشنهاد ساخت این مستند را داده، در جواب او گفته است که در این مدرسه کار خاصی نمی‏کند و آقای کارگردان هم گفته است: «من همین را می‏خواهم!» جا‌به‌جای فیلم، نکته‏ای است که چندان معمول به نظر نمی‏رسد؛ اینکه بچه‏ها در حضور دوربین تا اینقدر راحت هستند.

 آقای ناظم می‏گوید کاری می‏کرده که آنها متوجه حضور دوربین نباشند و هر گاه توجهشان به دوربین جلب می‏شده، حواس‌شان را پرت می‏کرده است. او معتقد است «اولی‏ها» به نوعی حدیث نفس خود کیارستمی است: «او وقتی این فیلم را می‏ساخت، تازه از همسرش جدا شده بود و کودک هفت‏ساله‏اش را خودش رفع و رجوع می‏کرد.» اما چقدر از این فیلم، به معنای واقعی کلمه مستند است و چقدرش کارگردانی شده است. این سوالی است که آقای ناظم دو نوع پاسخ برای آن در آستین دارد. نخست اینکه می‏گوید جز چند نمای بسته از صورتش و سکانس لیوان و صف بچه‏ها، همه اتفاق‏ها مستند بوده است. و دوم اینکه معتقد است فیلم، جاهایی از مسیر استناد به واقعیت آن مدرسه دور شده است: «حیاط مدرسه همیشه به آن تمیزی نبود که در فیلم می‏بینید.مستخدم مدرسه هم که می‏بینیم مستخدم مدرسه نبود و کیارستمی آن را از کانون آورد. کوچه مدرسه بن‏بست بود و به این بزرگی نبود. گاهی هم نمی‏شد همه صحنه‏ها را بازسازی کرد. مثلا یک بار دانش‏آموزی به اسم محمودی را صدا کردم که چرا فلان کار را کردی، زد روی میز و گفت آقا ما آدم نمی‏شیم! اینها را نمی‏شد دوباره گرفت

 کلاس اولی‏ ها پس از 32 سال همدیگر را پیدا می‏ کنند

یکی از سکانس‏های به‏یادماندنی فیلم، جایی است که دانش‏آموزی به نام فتوحیان، ماجرای گم‏ کردن لیوانش را تعریف می‏کند. حالا سیدمهرداد فتوحیان، حدود 40 سال دارد. می‏ گوید در طول فیلمبرداری هیچ‌گاه متوجه نشده که قرار است فیلمی ساخته شود. در طول فیلم همه دانش‏آموزان، حتی آنهایی که به اتاق ناظم می‏روند و از هم‏مدرسه‏ای‏شان به او شکایت می‏برند همدیگر را ایشان خطاب می‏ کنند. او اما حالا می‏گوید اینها هیچ‏کدام ساختگی نبوده است: «نسل ما طوری بود که در خیابان هر کسی را می‏دید که حتی فقط قدش از او بلندتر است سلام و احترام می‏کرد، اما حالا خودمان از بچه‏ها فرار می‏ کنیم!» حالا فتوحیان یک گروه معماری ساختمانی دارد و دختری 13‏ساله؛ دختری که هر بار به تماشای فیلم نشسته، به پدرش خندیده است! اما یکی دیگر از شخصیت‏ های جذاب فیلم، دانش ‏آموزی است که بچه‏ ها «کلاه‏قرمزی» خطابش می‏کنند.

اتفاقا او هم حالا دختری 13 ساله دارد که با دیدن هفت‏ سالگی پدرش در فیلم می‏ زند زیر خنده. جواد پناهیان می‏گوید خوشحال است که در طول فیلم هیچ‌گاه پایش به اتاق ناظم باز نشده. از این می‏گوید که کیارستمی آدم صبور و حساسی بود و در طول 40 روز بچه‏ها را تحمل کرد؛ از اینکه داخل کلاس آنها آمده و او را برای کلاه‏قرمزی انتخاب کرده. نکته جالب دیگر نمایش این فیلم برای او این است که به صورت اتفاقی، متوجه اکران آن شده و خودش را به فرهنگسرای نیاوران رسانده تا ناظم و همکلاسی‏ هایش را پس از 32 سال ببیند.

۱۲ خرداد ۱۳۹۵ ۱۴:۴۴

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید